مایکل جکسون شاید پرطرفدارترین هنرمند در دنیای هالیوود بوده که پس از مرگش همچنان به طرفدارانش افزوده شده است

واقعیت های عجیب و جالب در مورد مایکل جکسون

در اوج دوران شهرت و موفقیتش، مایکل جکسون بدون شک یکی از مشهورترین چهره های روی کره زمین بود که در هر قاره طرفداران بسیاری داشت. با این وجود او از خود میراث هایی بسیار عجیب تر از هر کس دیگری به جای گذاشت، از یکی از پرفروش ترین هنرمندان تمام دوران تا اتهامات مربوط به سوء استفاده جنسی از کودکان، اعتیاد هولناک به جراحی پلاستیک و خبرهای رسانه های زرد در مورد او که مرز بین واقعیت و افسانه در آن ها مشخص نبود.

در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با واقعیاتی و عجیب در مورد مایکل جکسون آشنا کنیم.

۱۰- مایکل جکسون می خواست مرد عنکبوتی باشد

همه ما در مورد داشتن قدرت های فراانسانی رویاپردازی می کنند اما برای بسیاری از ما تنها در حد رویاهای بیفایده باقی می مانند. اما مایکل جکسون در این مورد کمی جدی تر بوده و در اواخر دهه ۹۰ سعی داشت کمپانی ماروی کامیکس که اعلام ورشکستگی کرده بود را بخرد. رویای او این بود که فیلم مرد عنکبوتی را با بازی خود بسازد. از بخت بد جکسون اما رویای او به واقعیت بدل نشده و در نهایت فیلم مذکور با بازی توبی مگوایر ساخته شد. اما او بیکار ننشست و بعد از اینکه خبر رسید فیلم مردان ایکس ساخته خواهد شد تلاش کرد از قدرت لابی گری اش برای بدست آوردن نقش پروفسور ایکس استفاده کند اما این نقش نیز در نهایت به پاتریک استیوارت رسید.

۹- او واقعاً به بیماری لک و پیس مبتلا بود

در دوران جوانی اش، مایکل جکسون یک ظاهر آفریقایی آمریکایی داشت اما در دهه ۱۹۸۰ پوست او به مقدار قابل توجهی روشن شد. جکسون ادعا می کرد که به یک بیماری پوستی به نام vitiligo یا پیسی (برص) مبتلا شده که باعث شده رنگ پوست وی به شدت تغییر کرده و روشن شود. بسیاری ادعای او را نپذیرفتند اما کالبدشکافی های پس از مرگ ادعای وی را ثابت کرد. پیسی یک بیماری نادر پوستی است که باعث می شود سلول های تولید کننده ملانین دچار نقص شده و نتوانند وظیفه خود را به درستی انجام دهند. این بیماری خود را در قالب لکه هایی نشان می دهد که دائماً در حال رشد بوده و شکلشان تغییر می کند. مایکل جکسون با استفاده از یک نوع کرم روشن کننده که Porcelana نام داشت پوست خود را روشن می کرد اما نمی دانیم که استفاده از این کرم برای پوشاندن لکه ها بوده یا اینکه روشن کردن پوست خود باعث پیسی شده است.

۸- مایکل جکسون به شکلی پنهان طاس بود

مایکل جکسون در انظار عمومی همیشه موهای بی نقصی داشت. او در کودکی موهایی به سبک سیاهپوستان آمریکایی داشته و در بزرگسالی نیز موهایش را بلند می کرد. با این وجود بعد از ۱۹۸۴، جکسون ناچار به استفاده از کلاه گیس شد. هنگام فیلمبرداری یک آگهی تبلیغاتی برای پپسی که باید شبیه یک کنسرت زنده به نظر می رسید، یک آتش سوزی رخ داد. در جریان ششمین برداشت این آگهی تبلیغاتی، انفجاری که برنامه ریزی شده بود کمی زودتر از موعد مقرر رخ داده و باعث آتش گرفتن موهای جکسون شد. برای لحظاتی او به رقصیدن ادامه داده و از آتش گرفتن موهایش بی اطلاع بود.

حاضران به سرعت دست به کار شده و آتش را خاموش کردند اما دیگر دیر شده بود. او در قسمتی از صورت و سر خود دچار سوختگی های درجه دوم و سوم شده بود. برای جبران این مشکل، جکسون وادار شد که در قسمت پیشانی و خط رویش موی خود تتو انجام داده و از یک نوع کلاه گیس استفاده کند که به موهای خودش متصل می شد. ویدیو مربوط به این حادثه برای ۲۵ سال پنهان باقی ماند اما در سال ۲۰۰۹ توسط مجله Us Weekly منتشر شد که با اعتراض شدید کمپانی پپسی همراه بود.

۷- جراحی پلاستیک مایکل جکسون

ماجرای آگهی تبلیغاتی پپسی علاوه بر سوزاندن موها و پوست سر جکسون، عوارض دیگری نیز داشت. جراحی هایی که وی به دنبال این حادثه انجام داد نقش مهمی در اعتیاد او به داروهای مسکن و علاقه وسواس گونه به حراحی پلاستیک داشت. در زندگینامه اش با عنوان Moonwalk در سال ۱۹۸۸، مایکل جکسون به انجام دو مورد رینوپلاستی (ظاهراً برای نفس کشیدن بهتر و راحت تر) و فرو رفتگی که در چانه اش ایجاد شد اعتراف کرد. او بهانه های جالب دیگری برای دیگر تغییراتی که در صورت خود ایجاد کرد تراشید- از بلوغ جنسی تا رژیم غذایی گیاهی و گریم های پیش از برگزاری برنامه و سیستم نورپردازی- اما واقعیت این است که او در موارد متعددی جراحی های زیبایی انجام داد.

پزشکان بر این باور بودند که جکسون از بیماری بدشکلی جسمی رنج می برد و از جراحی زیبایی برای بهبود ساختار استخوان چانه، تغییر ساختار لب ها و بالا کشیدن پیشانی در کنار چندین جراحی زیبایی بینی استفاده کرده است. گفته می شود که پدرش، جو، در کودکی او را با عباراتی مانند «دماغ گنده» تحقیر کرده که نقش مهمی در وسواس جکسون نسبت به بینی اش داشته است.

۶- ماجرای شامپانزه های مایکل جکسون

مایکل جکسون در اوایل دهه ۱۹۸۰ شامپانزه ای به نام بابلز را در کودکی از یک مرکز تحقیقاتی مربوط به نخستی ها در تگزاس خریداری کرد. برای سال ها این دو در کنار هم دیده شده و بابلز مانند یک نوزاد در بسیاری از حضورهای جکسون در انظار عمومی و برنامه هایش به کمر او چسبیده بود. بدین ترتیب رسانه های زرد داستان های زیادی در مورد این شامپانزه منتشر کرده بودند که دستکمی از شایعات متعدد در مورد صاحبش نداشت. بابلز در اتاق پذیرایی همراه جکسون غذا خورده، در رختخواب مخصوص بچه ها خوابیده و یاد گرفته بود خودش به دستشویی برود. جکسون حتی رقص مخصوص راه رفتن روی ماه را نیز به او یاد داده بود.

برخی دیگر از شامپانزه های جکسون نیز رفتارهای عجیبی داشتند، از جمله مکس که قبل از رفتن به رختخواب، کهنه کثیفش را در می آورد. با این وجود با بالا رفتن سن بابلز و رسیدنش به بلوغ جنسی، بیش از قبل قوی و خشن شد و مایکل از ترس اینکه به پسرش حمله کند تصمیم گرفت بابلز را به یک مرکز نگهداری از شامپانزه ها بسپارد. در سال ۲۰۰۳ نقل شد که بابلز دست به خودکشی زده و به بیمارستان منتقل شده است. امروزه بابلز در دهه چهارم زندگی خود قرار داشته و در یک مرکز نگهداری از شامپانزه ها در فلوریدا نگه داشته می شود. او اوقاتش را با نقاشی کردن، گوش دادن به نوای فلوت و گشت و گذار با یک شامپانزه بالغ تر به نام سم می گذراند.

۵- ماجرای خرید بقایای مرد فیل نما

در اواسط دهه ۱۹۸۰، تقریباً همزمان با روشن کردن پوستش، مایکل جکسون به یک عنصر دائمی در اخبار مجلات زرد تبدیل شد. در ادامه به او لقب تحقیرآمیز «واکو جاکو» (Wacko Jacko) داده شد، لقبی که مقصر به وجود آمدن آن اما خودش بود. یکی از اولین داستان های عجیب و غریب در مورد جکسون در سال ۱۹۸۶ خبرساز شد، و آن اینکه اعلام گردید وی برای جوان ماندن در طول روز ساعاتی را در داخل یک محفظه اکسیژنه تحت فشار می گذراند. بعدها مشخص شد که این داستان غیرواقعی را خود جکسون به گوش رسانه ها رسانده است. همچنین در آن دوران خبری دیگر منتشر شد مبنی بر اینکه جکسون می خواهد بقایای جوزف مریک معروف به مرد فیل نما را بخرد. این خبر نیز در واقع یک داستان ساختگی بود که توسط خود جکسون و مدیر برنامه هایش شایع شده بود.

۴- سوء استفاده جنسی از کودکان

در دوران کودکی و اوایل ستاره شدن، مایکل جکسون به شدت توسط پدرش مورد بدرفتاری و سوء استفاده قرار می گرفت. او به طور مداوم کتک خورده و ناسزا می شنید. جکسون در مصاحبه با اپرا وینفری ادعا کرد که همواره گریه کرده و آنقدر از پدرش می ترسیده که با دیدن او استفراغ می کرده است. شاید همین موضوع باعث شد که جکسون در دوران بزرگسالی نیز رفتار بچگانه ای داشته و او را به سمت کودکان ستاره ای مانند مکالی کالکین بکشاند تا در مرکز بازی مخصوص خود با نام نِوِرلند رنچ با آن ها بازی کند. این مجموعه دارای یک پارک سرگرمی بزرگ به وسعت ۲,۷۰۰ هکتاری با باغ وحش، پارک بازی و دو ریل قطار بود. این مجموعه نام خود را از «نِوِر نِوِر لند» فیلم Peter Pan گرفته بود، جایی که پسرها در آن بزرگ نمی شدند.

در ابتدا گمان می رفت که مایکل قصد داشت شادی های دوران کودکی که در گذشته از آن ها بی نصیب بود را تجربه کند اما در سال ۱۹۹۳ اتهامات هولناکی متوجه او شده و ایوان چندلر او را به سوء استفاده جنسی از پسر ۱۳ ساله اش جوردن کرد. در نهایت کمپانی بیمه مایکل با پدر جوردن توافق کرده و ۱۵ میلیون دلار به وی پرداخت تا از شکایتش بگذرد. بعدها ایوان چندلر خود به یک نمایشنامه نویس و دندانپزشک پاره وقت تبدیل شد. کری فیشر در کتاب Shockaholic خود ادعا کرد که چندلر در دهه ۱۹۸۰ کارهای دندانپزشکی غیرضروری روی او انجام داده تا وی بتواند مورفین دریافت کند. بعد از این ماجرا بود که چندلر ادعا کرد طرفداران مایکل جکسون او را تعقیب می کنند و برای تغییر داده چهره خود و مخفی شدن از چشم این طرفداران دست به جراحی زیبایی زده است.

در سال ۲۰۰۶، ایوان ظاهراً با یک میله هالتر و چماق به پسرش جردن حمله کرده است. در سال ۲۰۰۹ و ۵ ماه پس از مرگ مایکل جکسون، ایوان چندلر با شلیک گلوله به سرش، به زندگی خود پایان داد. جکسون همچنین در دسامبر ۲۰۰۳ نیز با اتهام سوء استفاده جنسی مواجه شد. پلیس به نورلند رنچ یورش برده و مایکل نیز این عمارت را ترک کرده و دیگر به آن بازنگشت زیرا می گفت که دیگر نمی تواند این مکان را خانه خود بداند. دادگاه او در اواخر ژانویه ۲۰۰۵ آغاز شده و جوردن چندلر نیز برای اینکه مجبور نباشد در دادگاه شهادت بدهد کشور را ترک کرد. چندلر از قبل برای رهایی از پدر و مادرش به دادگاه شکایت کرده و به شدت از این می ترسید که مجبور شود گفته های آن ها را علیه جکسون بازگو کند. این دادگاه در ۱۳ ژوئن رأی به بی گناهی جکسون در تمامی اتهامات داد.

در سال ۲۰۱۳، وید رابسون رقصند که در دادگاه سال ۲۰۰۵ شهادت داده بود جکسون هیچ گاه به شکلی نامناسب به او دست نزده است، علیه وراث جکسون اقامه دعوی کرده و ادعا کرد که در کودکی توسط جکسون مورد بدرفتاری جنسی قرار گرفته است. روابط جکسون با کودکان بسیار ناسالم و نامتعارف بوده و به آن ها اجازه می داد که در رختخواب با او بخوابند. از تمام کودکانی که تا آن موقع با جکسون ارتباط داشتند خواسته شد در دادگاه شهادت بدهند و جملگی سوگند یاد کردند که وی در حضور آن ها هیچ فعالیت جنسی نداشته است. چندلر در شهادت خود گفته بود که آلت جنسی جکسون ختنه شده بود اما پس از مرگ جکسون، گزارش کالبدشکافی عکس این موضوع را نشان می داد.

۳- نقشه فرار از زندان

زندان جایگاه قاتلان، متجاوزان و سارقان است اما حتی آن ها نیز برخی خطوط قرمز اخلاقی را رعایت کرده و به شرافت انسانی باور دارند. از این رو کسانی که به جرم بدرفتاری و سوء استفاده از کودکان به زندان می افتند همواره مورد اذیت و آزار زندانیان قرار دارند و حتی بدتر از آن. اگر مایکل جکسون گناهکار شناخته شده و به زندان می افتاد، این خطر در کنار شهرتش می توانست برایش دردسرساز شده و همین موضوع باعث می گردید که وی جدای از دیگر زندانیان در سلولی انفرادی به سر ببرد. با این وجود خانواده جکسون خیال نداشتند که بگذارند پسرشان مشقات دوران زندان و سلول انفرادی را تحمل کند. در سال ۲۰۰۵ و در شرایطی که دادگاه به اتهامات جنسی او رسیدگی می کرد، جرمین جکسون یک جت شخصی را آماده کرده بود تا به محض اطلاع او، جکسون را به بحرین ببرد زیرا این کشور قرارداد استرداد مجرمان با ایالات متحده نداشت. به گفته جرمین، جکسون از این موضوع اطلاعی نداشته است.

۲- کفش های خاص مایکل جکسون

مایکل جکسون یکی از بهترین رقصنده های دوران خود و هر دوره دیگری بود. اگر چه او رقص مشهور به رقص روی ماه را ابداع نکرد اما بدون شک آن را بهبود بخشیده و به مرحله کمال رساند. با این وجود حتی مایکل نیز نمی توانست قانون جاذبه را نقض کند هر چند دیده می شد که در زاویه ۴۵ درجه ای بایستد که بسیار فراتر از توان انسانی است. این کار با یک پتنت اختراع خاص میسر شد که به جکسون و دو تن از شرکایش داده شد. این روش مربوط به یک جفت کفش بود، پاپوشی با یک شکاف در قسمت پاشنه که به یک چنگگ هایی بازشدنی در کف صحنه متصل قلاب می شد. مایکل این نوع کفش را نه برای کسب درآمد بلکه به منظور جلوگیری از استفاده دیگران از کارکرد آن این کار را کرد. این پتنت اما در سال ۲۰۰۵ و بعد از نپرداختن حق پتنت، لغو گردید.

۱- ربات غول پیکر

پیش از سری کنسرت های بدفرجام «This Is It»، مایکل جکسون یک بازگشت بزرگ را برای سال ۲۰۰۵ در لاس وگاس برنامه ریزی کرده بود. او قصد نداشت که در این کنسرت ظاهر و اعمال کنسرت های کلاسیکش را تکرار کند بلکه می خواست از لباس هایی استفاده کند که با استفاده از نور خورشید تغذیه شده و رنگ آن ها همراه با رنگ صحنه تغییر نماید. همچنین در این کنسرت قرار بود یک ربات غول پیکر ۱۵ متری با طاهر جکسون نیز حضور داشته و در صحرای نوادا جولان دهد به طوری که هر کسی از فرودگاه مک کاران بتواند آن را ببیند.

وقتی که این نقشه به جایی نرسید، قرار شد که یک هتل و یک کازینو به تم مایکل جکسون ساخته شود که یک آدم آهنی در ورودی آن ها حضور داشته و اسلحه ای لیزری داشته باشد. اما در آن دوران به تازگی دادگاه های مربوط به اتهامات جنسی جکسون به پایان رسیده و ستاره او در مسیر افول قرار داشت و در نهایت نتوانست سرمایه لازم برای این بلندپروازی ها را تامین نماید. آن ربات به رویایی تبدیل شد که مایکل جکسون با خود به گور برد.

منبع: rooziato.com





محصولات پر بازدید



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
مقایسه